تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


عشق ممنوع

    گفتم : خدایا عاشقم کن

    خدا خندید و گفت: او که باشد مرا از یاد میبری..

    قسم خوردم که تا ابد در یادم میمانی ..

    خدا اورا به من داد ونظاره گر شد..

    دستانش را گرفتم خدا دلش لرزید ..

    بو سیدمش خدا گریست..

    در آغوشش گرفتم خدا دور شد..

    حالا نه خدارا پیدا میکن نه اورا..

    خدا در میان گناهانم گم شد و او درآغوش دیگری ..!!!


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    عشق ممنوع

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 2 شهريور 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر